تبليغاتX
پناهگاه یا شاید هم مخفیگاه
قانون پایستگی "اما و اگر" :

"اما و اگر" نه بوجود می آید و نه از بین می رود بلکه همواره از صورتی به صورت دیگر تبدیل می‌شود.

البته این قانون مربوط به "اما و اگر" کلاسیک میشه و دارم روی قانون "اما و اگر" نوین برمبنای مقدار زمان باقی مانده تا تعیین تکلیف شدن وضعیت ، کار می کنم که به نظر میرسه قانون کلاسیک وقتی زمان باقی مانده خیلی کم شود صادق نیست.

نوشته شده توسط حامد مسگر در دوشنبه 1388/06/16 ساعت 2:41 | لینک ثابت |
برای استفاده از همه امکانات بلاگفا و برای اینکه بیشتر از این گوگل آبروی ما رو نبره و تمام دیتای ما رو با یک جستجوی ساده لو نده این مطلب رو با رمز ۱۲۳ ثبت کردم.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط حامد مسگر در جمعه 1388/06/06 ساعت 13:36 | لینک ثابت |
توجه! توجه! این پست فقط برای ابراز وجود در دنیای فانی زده می شود.

خب متوجه شدید زنده ام پس بسلامت. خداحافظ

اول رمضان ۱۴۳۰ هجری قمری

نوشته شده توسط حامد مسگر در شنبه 1388/05/31 ساعت 15:13 | لینک ثابت |
سلام

بالاخره آزمون ارشد رو داديم رفت!

اگر از خير تاخير نيم ساعتي در برگزاري آزمون و سر وصدا در هنگام آزمون بدليل ساخت ساز ساختماني در حوزه امتحاني(دانشگاه علم و صنعت) و سرويس بهداشتي كمش ، بگذريم از يه چيز نمي تونم بگذرم

اونم اشتباه در سوالات هست البته فكر نكنيد سوالتي رو مي گم كه پاسخشون در گزينه ها نيست ، نه!

با توجه به آزمون سالهاي قبل كنكور اشتباه بودن چند سوال جاي تعجب نداشت و برام عادي بود

ولي نكته جالب آزمون ، ابتكار! جديدشان! بود

و آن هم تنوع دفترچه ها بود يعني ۵ نوع دفترچه بود و دفترچه هر كس با بقل دستيهاش فرق داشت

خب الان مي گيد اين خيلي خوبه ، چرا من شاكيم ؟!

به خاطر اين بود كه اين آي كيوها براي ايجاد تمايز بين دفترچه برداشته بودند جاي گزينه ها رو عوض كرده بودند

خب بازم ميگيد كجاي كار بده ، خب بازم كسي نمي تونه از برگه پاسخنامه بقلي تقلب كنه ولي اگر دقت كنيد در بعضي از سوالات مشكل ايجاد ميشه

اونم سوالاتي هست كه در گزينه چهار نوشته باشه "گزينه يك و دو صحيح مي باشد" و حالا دقيقا همين گزينه جواب درست باشه . حالا اگر جاي گزينه يك و چهار عوض بشه چي ميشه ؟!

گزينه يك مي شود "گزينه يك و دو صحيح مي باشد"!!!  در حاليكه گزينه چهار و دو صحيح مي باشد !

و اين مشكلي بود كه در آزمون امروز با چند سوال داشتم

راستش من تو اين مدت خودمو براي تمام مشكلاتي كه در بالا ذكر كردم ، آماده كرده بودم به جز اين مشكل !

حالا به نظرتون من بايد كدام گزينه رو مي زدم گزينه يك يا دو يا چهار ؟؟؟

حالا به نظرتون بالاخره اين سنجش متوجه اشتباهش ميشه يا طبق فرض خودش تصحيح مي كنه ؟!

نوشته شده توسط حامد مسگر در پنجشنبه 1387/11/24 ساعت 18:43 | لینک ثابت |

هرکس به طریقی دل ما می شکند - بیگانه جدا ، دوست جدا می شکند


بیگانه اگر می شکند حرفی نیست - از دوست بپرسید چرا می شکند ؟!

نوشته شده توسط حامد مسگر در جمعه 1387/11/04 ساعت 17:6 | لینک ثابت |
غزه

                                                             بيابيد غزه را !

آهاي پسر فلسطيني!

آهاي پسر فلسطيني. آخرين باري که با توپ پلاستيکي ات توي کوچه پس کوچه هاي غزه فوتبال بازي کردي کي بود. آخرين باري که با همه ي دوستانت براي تفريح تا پارک سر خيابان رفتي کي بود؟

کوچک که بوديم اگر توپ نداشتيم با سنگ فوتبال مي کرديم. تو چطور؟ آه فراموش کرده بودم. چون سنگ ها را ذخيره مي کني به جاي سنگ ريزه با ترکش هاي خمپاره، بازي مي کني.

راستي دوستت حسون چه شد؟ ديروز با هم پشت تخته سنگ، گوشه ي خيابان مخفي شده بوديد. نگو که امروز نيامده. نگو که تانک ها ديروز سمت خانه ي آنها مي رفتند.

راستي پسر فلسطيني مساحت غزه را مي داني؟ من اين جا هر روز از پشت صفحه شيشه اي تلويزيونمي بينم که غزه را بمب باران مي کنند و تانک ها و بولدزرها ، خانه ها را بر سر اهلش خراب مي کنند. غزه مگر چقدر بزرگ است که هر قدر اين ها خراب مي کنند تمام نمي شود.

 

آهاي پدر فلسطيني!

آهاي پدر فلسطيني چقدر ظالم. فکر دخترش باش. .فکر پسر و همسرت. هر روز تفنگ برمي داري و آهن سخت تانک مرکاوا را هدف مي گيري که چه؟ چرا نمي نشيني کنار آنها که براي مهماني به کشورت آمده اند.

آسايش را از دخترت گرفته اي. چشمان همسرت چند روز است که به انتظار تو خواب را نچشيده. کجايي رفته اي . اين همه سال زندگي زير آوار و صداي هواپيماها کافي نيست؟

نمي خواهي پسرت به فردايش اميد داشته باشد؟ براي تو چه فرقي دارد مسلمان و مسيحي و يهودي و صهيونيست؟ کشور تو حکومت مي خواهد، نظام مي خواهد. پسر تو حق دارد درس بخواند و پيشرفت کند. چرا اين حق را از او مي گيري؟ همسر تو حق دارد با خيال راحت در خيابان هاي شهرش قدم بزند.چرا اين حق را به او نمي دهي؟ اينها آمده اند برايت همين ها را فراهم کنند آمده اند حکومتي را به پا کنند. حکومت، نظم را به دنبال دارد و نظم، آرامش خاطر را.

تو آرامش نمي خواهي؟

 

آهاي دختر فلسطيني!

آهاي تو دختر فلسطيني، آخرين جشن تولدي که رفتي کي بود؟ اخرين هديه اي که گرفتي چي بود؟ نه آخر وقتي که شب را آرام و در سکوت و با بوسه ي پدرت بر گونه ات خوابيدي کي بود؟ راستي تو پدر داري؟ مادر چه؟ فراموش کرده بودم که پدرت را همان اوايل زير شنيل تانک هايي که براي مهماني خانه تان آمده بودند از دست دادي و مادرت هم قرباني همان مهماني شد و تو و برادرت کوچک بوديد. خيلي کوچک. راستي چرا آنها که مهماني آمده بودند تنها مادرت را انتخاب کردند؟ مگر اسلحه هايشان فقط يک گوله داشت. نه. رازش را به تو مي گويم اما آرام. گوشت را جلو بياور...

آن روز اسلحه اش را پر کرده بود. تمام خشاب را مگر نشنيدي که بعدش فقط چند دقيقه بعد از طبقه بالا خانه ي ليلا همان صداي آمد که گوش تو را پر کرده بود از آن. نه اسلحه اش گلوله داشت اما تو را در اين مهماني شريک نکرد تا براي هميشه و تا وقتي زنده اي تصوير آن روز را از ياد نبري. تا تو را بشکند تا خوردت کند. تا هر وقت صداي شليک گلوله اي شنيدي چشم هايت مادرت را ببيند که روي زمين افتاده و يک سرباز سبز پوش اسراييلي در حالي که قمقمه ي آب خنکش را سر مي کشد با پنچ گلوله مادرت را مي کشد. چرا پنج تا؟ مگر نمي شود با يک گلوله مهماني را تمام کرد؟

چرا مي شود اما همه اين ها براي اين بود که تو داشتي مادرت را مي ديدي.

برگرفته از وبلاگ فیروزه

نوشته شده توسط حامد مسگر در دوشنبه 1387/10/09 ساعت 17:11 | لینک ثابت |

بیایید همه یاد بگیریم در عصبانیت حرفی نزنیم که بعد پشیمان شویم

 

پ.ن : امام صادق علیه السلام می‌فرماید:

«من كظم غیظا و لو شاء ان یمضیه امضاه، املا الله قلبه یوم القیامة رضاه»

كسی كه كظم غیظ می‌كند، حال آنكه قادر به اِعمال خشمش هست، خداوند در روز قیامت دلش را از رضایت پر می‌كند

نوشته شده توسط حامد مسگر در جمعه 1387/09/08 ساعت 22:50 | لینک ثابت |
 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar