بعد چند ماه مجبور شدم براي چك ميل كردن ساده و چند كاره كوتاهه ديگه دايال آپ وصل شم ولي نمي دونم من ديگه عادت نداشتم به سرعت دايال آپ يا واقعا سرعت دايال آپ هم كم شده بود ، اينقدر كند پيش رفت به همان چك ميل كردن البته به صورت محدود(ايميل هايي كه عكس همراه داشتند و حجم بالا بودند رو بي خيال شدم) بسنده كردم و به خودم اميد دادم كه به زودي اي دي اس الم راه مي افته
ناخداگاه یاد مصاحبه ای چند وقت پیش تلوزیون نشون داد افتادم که با مسئولین مخابراتی چندین کشور که برای کنفراسی به ایران آمده بودند مصاحبه کرده بودند و از سرعت اینترنت و وضع اینترنتشان پرسيده بودند
از کسی که از چین آمده بود پرسید قطعی اینترنت شما چطوریاست ؟ که از تصویر کاملا معلوم بود طرف کاملا هنگیده و اصلا نمی فهمید قطعی یعنی چی و مترجمه سعی می کرد بهش بفهمونه قطعی اینترنت یعنی چی !!! بعد فرد چینی گفت تا الان همچین تجربه ای نداشتم
جالبه بدونید که چین در فیلترینگ رتبه اول جهان را داراست ولی مسئولين كشورشان محدوديت سرعت براي شهروندانشان قرار ندادند و هم قطعی اینترنت ندارند
در ادامه از یه نفر که از افغانستان اومده بود پرسید سرعت اینترنت تو کشور شما چقدر هست که با همان لهجه جالبش گفت : ۴۰۰۰ کیلو بایت يا بيت ، دقيق يادم نيست گفت بايت يا بيت كه اگر بيت هم فرض كنيم سرعتشان ۳۲ برابر كسي است كه در ايران اي دي اس ال دارد![]()
و بعد هم ياد خبر ديگري از تلوزيون افتادم كه گفت كاربران كره جنوبي از سرعت ۱۰۰ مگي برخوردارند و بعد خبر سرعت جديد اينترنت در كشور تركيه (همين كشور همسايمون رو مي گم) و ...
و كلي خبر ديگه از ذهنم رد شد بعد ياد يه جمله از وزير محترم افتادم كه گفته با سرعت ۵۶ كيلو بيت هم ميشه يه كتاب دانلود كرد و نيازي به سرعت بالاتر نيست
ديگه به اينجا كه رسيدم مخم داغ كرد و سعي كردم ديگه ياده چيزي نيفتم
اخه يكي نيست بگه اولا سرعت دايال آپ در واقع هيچ وقت بيشتر از ۴۰ كيلو بيت نميشه
دوما كه با سرعت ۱ كيلو بيت هم ميشه دانلود كرد پس چرا همين دايال آپ رو محدود نمي كنيد ؟؟؟
فكر نكنم اين وزير فهميده باشه وقت طلاست يعني چي !!!
واقعا چرا اين كشور هاي غربي احمق نمي فهمند كه براي دانلود يك كتاب دايال آپ هم كافيه و هر روز سرعت اينترتشان را بالا مي برند
واقعا چرا ؟؟؟!!!
الان كه دارم اينو مي نويسم بازم داغ كردم پس بي خياله بقيه مطلب . تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل
پ.ن ۱ : اگه مي خواهيد شما كمي حسرت بخوريد به اينجا مراجعه كنيد
پ.ن ۲ : خدا رو شكر اي دي اس الم دوباره راه افتاد وگرنه بايد به روانشناس مراجعه مي كردم
از امتحان و وقایع قبل از امتحان بگذریم
خسته از امتحان و بیخوابی شب قبل( البته نه به خاطر درس خواندن بلکه بخاطر طولانی شدن بازی ترکیه - کرواسی و ...) بلافاصله به سمت خونه راه می افتم
به میدان انقلاب که می رسم و دیدن سینما های دور میدان ، یادم می یاد که امروز بلیت سینما نیم بها هست![]()
و وسوسه می شوم که برم سینما ولی ساعت ۴ بود و نزدیکترین زمان اکران فیلم که قبلا ندیده بودم ساعت ۴:۴۵ بود پس بی خیال شدم و گفتم شاید هفته بعد
رفتم تا اتوبوس سوار شم و برم خونه ولی ساعت ۴:۴۰ شد و اتوبوس نیامد![]()
پس بفکرم زد دوباره برم سینما
اولین فیلمی که انتخاب کردم فیلم تیغ زن ساخته داودنژاد ها بود با بازی داودنژاد ها و عطاران و علی صادقی و ... با فرض اینکه خیر سرم یه فیلم طنز خواهد بود و ...
از وقایع داخل سینما بگذریم
نکته جالبش اینجا بود که بعد از پایان فیلم تمام بینندگان فیلم از بچه ۶ ساله تا پیرمرد ۶۰ ساله بالاتفاق می گفتند مزخرف ترین فیلمی بود که دیدیم![]()
میشه گفت تو این قضیه روی فیلم "قاعده بازی" رو کم کرده بود و به معنای واقعی تیغ زدن مردم رو به نمایش گذاشته بود. حالا خوب بود بلیت نیم بها بود و گرنه تا فیها خالدون آدم می سوخت![]()
به طور خلاصه می توان گفت فیلمی بدون فیلم نامه و داستان بود و حتی تا آخر فیلم نیز متوجه روابط بین کاراکتر های فیلم نخواهید شد چون اصلا داستانی وجود نداره در فیلم "قاعده بازی" هم داستان نداشت ولی حداقلش یه مقدار طنز داشت
به خاطر اینکه بعد از دیدن فیلم حس بدی پیدا کرده بودم ، مجبور شدم بلافاصله فیلم دیگری برای دیدن انتخاب کنم . فیلم "تلافی"
کسانی که از فیلم های کلیشه ای خوششان می آید و از اینکه در ده دقیقه اول فیلم ، کل فیلم رو با جزئیاتش می تونن پیش بینی کنند ، ناراحت نمی شوند میتوانند این فیلم را نگاه کنند
حداقلش این بود کمی خندیدم و من هم از این فیلم می خواستم فقط همین نیازم را برآورده کند
از بقیه ماجراهای روز می گذرم و فقط همین را بگویم اینقدر فیلم "تیغ زن" به من فشار آورد که مجبور کرد بالاخره وبلاگ را آپ کنم
بعد تحریر : فکر کردم معلومه که چی هست که توضیحی در موردش ننوشتم
این نقاشی من در زمانی که کمتر از یک سال داشتم کشیدم.
و آن نوشته هم دست خط مادرم هست که خطاب به پدرم نوشته
پدرم به دلیل جنگ در آن موقع بسیار کم کنار ما بود و این نقاشی پیوست نامه مادرم به پدرم هست
بزودی عکس های دیگری را رو خواهم کرد
این صدای زنگ تلفنمه در ساعت 4 صبح
تو حالت خواب و بیداری گوشی رو برداشتم دیدم شماره آشنا نیست قطعش کردم و رو ویبره گذاشتم و خوابیدم(مخم دستور نمی داد فکر کنم این مخچه بود که داشت خودش یه سری دستور به اندام بدنم می فرستاد)
ساعت 6 صبح با صدای ویبرش باز بیدار شدم(البته طرف از 4 تا 6 همش داشت زنگ می زد) شاکی شدم و گوشی جواب دادم
من : الو بفرمایید
طرف : شماره من پیش شما چی کار می کنه
من : !!!!
من : چی میگی بابا (هنوز گیج خوابم)
طرف : شماره من 0935.... هستش
من : این که شماره سیم کارت منه که گمش کردم
طرف : نه خیر من یه ماهه این سیم کارتو دارم !!!
من : من الان نمی تونم حرف بزنم بعدا تماس بگیرید
طرف : میشه شماره ثابت بدید
من : تیک (صدای قطع کردن تماس و خاموش کردن تلفن توسط من
ساعت 10 صبح از خواب پا میشم و تازه مخم شروع میکنه به تجزیه تحلیل اتفاقات پیش اومده
طرف کی بود چه جوری شماره منو گیر آورده ، سیم کارت من پیش اون چی کار میکرد اصلا چرا هی زنگ میزد ؟؟؟
گوشی رو روشن کردم به یه ربع نکشید که بازم تلفنم زنگ زد بازم همون شماره . به خاطره کارش که منو دو بار از خواب ناز بیدار کرده بود تلفنو قطع کردم و شمارشو به بلک لیستم اضافه کردم
یه ربع نگذشت باز زیییییییییییینگ زیییییییییییییییییییییینگ با شماره های دیگه ولی معلوم بود خودشه آخه می زد تماس دایورتیه
یه چیزیو بزار همین وسط قصه بگم تا قضیه روشن بشه
من یه سیم کارت اعتباری ایرانسل داشتم که کم استفاده ازش میکردم به همین خاطر طوری دایورتش کرده بودم که هر وقت در دسترس نبود روی این یکی شماره دایورت بشه . حدود یک ماهه پیشم گمش کردم و بدلیل اینکه وقت نداشتم و در کل قیمتی هم نداشت نرفتم تا بسوزونمش حال ادامه ماجرا
فهمیدم بازم خودشونن به همین خاطر گفتم بزار یکم علاف بشن برای همین باز جواب ندادم
ساعت 7 شب تو شرکتمون
دوباره شروع کرد به زنگ زدن رفیقم گفت این کیه که جوابشو نمی دی منم قضیه رو بهش گفتم
گفت دفعه بعد من جوابشو میدم ببینیم چی می خواد
زیییییییییییییییییییییییییینگ زییییییییییییییییییییییینگ
رفیقم : الو بفرمایید
طرف : ...(چون اینجاشو نشنیدم نمی دونم چی گفت)![]()
رفیقم : چی میگی بابا ؟!!!
گوشی رو گذاشت رو اسپیکر تا هر دوتایمون بشنویم چی میگه
طرف : آقا سیم کارت و گوشی و تمام پولها ماله خودتون . مدارکو بردارید بیارید !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
دوتایی با هم : ها ؟!!!![]()
طرف : اصلا این گوشی دست شما چی کار می کنه ؟
من : خوب معلومه گوشی برای منه شماره منو از کجا آوردین ؟
و کلی مکالمه دیگه تا طرف بالاخره اصل قضیه رو گفت
طرف : برادر زاده من دیشب با ماشین میره مسافر کشی ، 3 نفر که سوار ماشی میشن وسط راه میفتن به جونشو تا جا داره می زننش بعد گوشیو پول ها و مدارکشو کش میرن و چهار چرخ ماشینو پنچر می کنن (چه دزدای خوبی ماشینو برنداشتن
)
حالا که ما با گوشی تماس می گیریم شما جواب میدید حالا بگید شما چه جوری سیم کارتو گیر آوردید ؟!!!
من : عزیز این سیم کارته منه که 1 ماه پیش گمش کردم و تا حالا هم وقت نکردم برو بسوزونمش
طرف : دروغ نگو ما این سیم کارتو 3 روز پیش(حالا خوبه صبح گفته 1 ماه پیش) خریدیم . آکبندم خریدیدم
من : بهتون انداختن چون من 4 ماه پیش خریده بودمش
طرف : من مدارکشو دارم و اولشم 5 هزار تومن توش اعتبار بود
من : خوب منم مدارکشو دارم تازه من 4 ماه پیش خریدم و اون موقع 5 هزار تومن توش اعتبار بود![]()
.....
رفیقم : اصلا شما می دونید چه جوری باید سیم کارتو بخرید ؟!!!!![]()
(یعنی با این سوال طرف دیگه نابود شد)
طرف : شما فرض کن ما دهاتییم از پشت کوه اومدیم شما بگید چجوریه ؟
......
طرف : اصلا چه جوری ما با شما تماس می گیریم
من : خوب شماره رو گوشیه من دایورته
طرف : چه جوری رویه گوشیه شما دایورت میشه
حالا این وسط می خوام توضیح بدم مگه میفهمه فکر می کنه فقط یه نوع دایورت داریم و هی میگه چرا تو این چند روز تماس های ما دایورت نشده
میگم بابا خب تا حالا به این شماره در حالتی که خاموشه زنگ نزدن تا دایورت بشه اصلا نمی فهمه
حالا هی میگه معلومه شما آدمه با شخصیتی هستی و آدم خوبی هستی بعد میگه وردار مدارکو بیار !!!!!
جالبه میگه سیم کارت نوش جونت بقیه رو بده![]()
یا می گفت تو آدم درستی هستی ولی دورغ نگو بگو سیم کارتو کی و از کجا گرفتی!!!!
منم می گفتم زنگ بزن به اپراتور ایرانسل و بپرس این شماره به نامه کی ثبت شده (چون قبلا من تماس گرفتم و مطمئن بودم به نام منه) ولی مگه می فهمید آخرش بعد از 20 دقیقه مکالمه بدون حصول هیچ نتیجه ای تلفنو قطع کردیم
فردا میرم تا سیم کارتو بسوزنم ولی اگه سیم کارت بسوزه دایورتش از بین میره یا نه ؟
حالا اگه سیم کارت جدید بگیرم فکر کنم بیان منو بازداشت کنند آخه گفتند شماره در حال ردیابیه![]()
این چند روز که همش اخبار حجاج رو میگن من یاده خاطرات اون روزها می افتم
دیدم بد نیست با توجه به این روز ها چند تا عکس از بقیع بذارم
از غار حرا هم یه عکس می ذارم . راستش تا اون روز که رفتم غار حرا نمی دونستم این قدر رفتن اونجا سخت باشه تقریبا ۴۵ دقیقه کوهنوردی سریع داشتیم تا به قله اون کوه رسیدیم که غار حرا هم تقریبا در همون قله قرار داشت
تازه فهمیدم حضرت خدیجه چه سختی می کشیده که هر چند روز یک بار در اون ۴۰ روز باید برای پیامبر غذا می برده . ما که یه بار رفتیم از خستگی مردیم
بعد هم باز بر خلافه انتظارم غار بسیار کوچک بود به صورتی که می گفتند یه نفر می تونه تو غار بایسته و ۳ نفر هم می تونن نشسته تو غار جا بشن
فکر کن حالا ۱۰۰ تا جوون غار ندیده رفتیم بالای کوه هر کی هم حداقل می خواست دو رکعتی نماز بخونه (حالا بعضی ها برای مامان و بابا و ... خلاصه همه فامیل می خواستند بخونند)
تو عکس صف بچه ها کاملا گویای وضعیت هست خلاصه اینکه ما بیخیال نماز تو غار شدیم
ولی یه چیزه بار تاسف انگیز در اونجا وجود میمون هایی بود که مزاحم زائران بودند این میمون ها کیف و آب و غذا زائران در یک چشم به هم زدن می دزدیدند کافی بود سرت رو برگردونی تا یکی از وسائلتو کش برند
متاسفانه چون سنی ها معتقد به اماکن مقدس نیستند و دوست ندارند همچین جاهایی باشد به طرق مختلف سعی بر از بین بردن شان و منزلت اینگونه جایگاه ها می کنند که رها کردن میمون در این منطقه یکی از کارهاشون می باشد
